10 راه درآمدزایی وبلاگها
10 راه درآمد زايي وبلاگها
وبلاگ نويسيوبلاگنويسي دائمي کار سختي است. به خصوص وبلاگنويسي تخصصي. اگر قرار بود درباره هر چيز و همه چيز بنويسي تکليفت راحتتر بود. اما وقتي قرار است فقط درباره موضوع خاصي بنويسي کارت سخت ميشود، به ويژه اگر سرت هم شلوغ باشد. من روي رايانهام نرمافزار «شارپ ريدر» يا همان خبرخوان دارم و ميبينم که زنگ وبلاگ برخي اساتيد وبلاگنويس حوزه ارتباطات ماه به ماه هم به صدا در نميآيد و در عوض زنگ وبلاگ اساتيدي مثل دکتر شکرخواه و دکتر توکلي هر روز چند بار به صدا در ميآيد. »»»»
وبلاگنويسي کار سختي است و اگر چه به قول دکتر فرقاني حرفه نيست اما اگر فکر کنيم که چون وبلاگنويس براي آنچه مينويسد پول نميگيرد، پس حرفهاي نيست کمي بيانصافي است. من استناد ميکنم به گفته مدير مسئول ماهنامه «دنياي کامپيوتر و ارتباطات» که ميگفت برخي وبلاگهاي حوزه آيتي و رايانه اگر به تنهايي تبديل به نسخه مکتوب بشوند، در بسياري از نشريات رايانه و اينترنت تخته خواهد شد،
اصولا وبلاگنويسي تخصصي به چند دليل رشد يافت» رسانههاي سنتي جايي براي انتشار اين مطالب نداشتند يا توان شناسايي آنها را نداشتند و يا امکان انتشار اين حجم از محتوا را در اختيار نداشتند. برخي از بهترين وبلاگنويساني که اکنون در زمره نويسندگان حرفهاي روزنامهها و نشريات تخصصي درآمدهاند دقيقا از حوزه وبلاگ شروع کردهاند. مثالهايي از اين دست هم در ايران و هم در ساير نقاط جهان وجود دارد. سلام پکس در عراق و دهها بلاگر روزنامهنگار در ايران نمونههايي از اين دست هستند.
وبلاگنويسان، شهروندان روزنامهنگار (citizen jornalist) هستند. روزنامهنگاران بيجيره و مواجب که رخدادهاي اطراف خود را منتشر ميکنند. تحقيقات نشان ميدهد در بسياري از موارد به ويژه مواردي که رسانههاي رسمي به دلايلي از جمله ملاحظات امنيتي، قانوني، زماني، جغرافيايي و رسانهاي از انتشار ابعاد مختلف يک رويداد يا جريان خبري ناتوان بودهاند، وبلاگها توانستهاند به رسانه اول تبديل شوند. نقش وبلاگها در بعد اطلاعرساني در حوادث سونامي اندونزي، طوفان کاترينا و انفجارهاي متروي لندن، و نقش وبلاگهاي ايراني در قضيه اعتراض به تحريف نام خليجفارس را در اين مورد ميتوان مثال زد. به همين دليل نظريهپردازان ارتباطات، وبلاگها را رسانه جايگزين (alternative media) مينامند که در مقابل رسانههاي جريان اصلي (main stream media) قرار ميگيرند.
من در شگفتم که چطور هنوز جوهر کلمات سخنراني امانوئل کاستلز در دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي درباره اهميت وبلاگها در دنياي ارتباطات خشک نشده است، عاليترين مقام اين دانشکده در مقام اصلاح مصاحبه خود با يک وبلاگ تخصصي «پرانتز» درباره غير حرفهاي بودن روزنامهنگاري سايبر مجددا تاکيد ميکند که منظور او وبلاگها بوده است نه روزنامهنگاري سايبر،
البته نکتهاي در اين ماجرا نهفته است که اگر روي آن کار شود شايد برخي از اشکالات فضاي وبلاگستان در ايران برطرف شود و اين نکته بحث درآمدزايي وبلاگها است.
به نظر ميرسد اگر موضوع درآمدزا شدن وبلاگنويسي تخصصي برطرف شود مشکل اساتيد و نظريه پردازان با اين تکنولوژي رسانهاي هم حل شود.
واقعيت اين است که وبلاگهاي فارسي عليرغم انتشار مطالب بسيار خوب و غني هنوز به مرحلهاي نرسيدهاند که بتوانند از اين طريق پول در بياورند. البته متمرکز شدن بر يک وبلاگ ميتواند زمينه کسب درآمد براي يک بلاگر باشد، اما اين نکته عمومي نخواهد بود. لذا بايد به دنبال راهکارهاي عمومي تر، مقبولتر و عينيتري بود. برخي از اين راهکارها از اين قرارند:
1- يکي از مشکلات درآمدزايي در محيط اينترنت، نبود اطمينان و فرهنگ تبليغات در محيط سايبر است. به گونهاي که بسياري از شرکتهاي بزرگ تبليغاتي در ايران اصولا بخشي به نام تبليغات اينترنتي ندارند. اولين گام براي اصلاح اين روند برگزاري هم انديشيهاي مختلف در حوزه تجارت و کسب و کار اينترنتي به منظور توجيه صاحبان اين تجارت است. مشکل اصلي اين است که بسياري از گردانندگان اين شرکتها اصولا با اينترنت و محيط تبليغاتي آن آشنا نيستند و فرق بنر و خبرنامه با تبليغات متني را نميدانند. اگر تبليغات اينترنتي در دنيا جا باز کرده و ميلياردها دلار در اين صنعت در گردش است، به خاطر درک جايگاه اين صنعت و مخاطبان رو به افزايش آن است. شايد اگر ما در اين بازار دير بجنبيم شرکتهاي بزرگي مثل گوگل به زودي بازار تبليغات اينترنت فارسي را هم قبضه کنند کما اينکه اين کار را الان هم شروع کردهاند.
2- اگر وبلاگنويسي درآمدزا نيست چرا سرويس بزرگي مثل بلاگر به سودهاي ميلياردي دست مييابد و با گوگل ادغام ميشود؟ اگر وبلاگنويسي درآمدزا نيست، چرا سرويسي مثل پرشين بلاگ به 25 سايت تبديل ميشود؟ چگونه است که هر لحظه ميليونها بار آگهيهاي بازرگاني شرکتهاي ايراني روي وبلاگهاي زيرمجموعه پرشين بلاگ و بلاگفا و بلاگ اسکاي نمايش داده ميشود؟ چرا ميشود از طريق وبلاگها درآمد تبليغاتي کسب کرد ولي خود آن وبلاگ يا بلاگر نميتواند سهمي از اين درآمد داشته باشد؟ آيا بلاگري که دهها و يا صدها مقاله و گزارش تخصصي در طول 4 سال توليد و منتشر کرده است، مستحق هيچ گونه حمايت مالي از سوي سرويس دهنده اصلياش نيست؟ چند بيننده در طول اين سالها، آگهيهاي اجباري سرويسدهنده را ديدهاند و منفعت اين بازديدها به جيب چه کساني رفته است؟ چرا بلاگرهاي پربيننده و حرفهاي مجبور به کوچ از سرويسدهنده رايگان خود شده و با تحمل هزينه ساليانه «هاست و دامين و ديزاين» حساب خود را از سرويس رايگان وبلاگنويسي جدا ميکنند؟
3- آيا وقت آن نرسيده که کنسرسيومي از وبلاگهاي تخصصي و پربيننده براي جذب آگهي و درآمدزايي براي وبلاگنويسان تشکيل شود؟ آيا نبايد موضوع درآمدزايي وبلاگها به بحثي عمومي براي اين دسته از وبلاگها تبديل شود؟
4- وبلاگنويسي تخصصي از طريق شناسايي استعدادها توسط نهادها و سازمانهاي ذيربط، ايجاد بانک اطلاعات و مقالات توسط نويسنده، کسب مهارتهاي دنياي ديجيتال، آموزش به وسيله اينترنت و مشارکت در گروههاي مرتبط و ارتباط با محافل علمي و تحقيقاتي ايران و جهان، به صورت غيرمستقيم براي وبلاگنويس درآمدزاست حتي اگر اين درآمد به طور تفکيکي و معين قابل تشخيص نباشد.
5- وبلاگنويسي در دنياي آينده به يکي از تخصصهاي اصلي سيستمهاي اطلاعرساني، روابط عمومي، تبليغات، انتشارات و نشر الکترونيک و نظرسنجي و افکارسنجي تبديل خواهد شد. صدها و هزاران شغل و موقعيت شغلي جديد در انتظار وبلاگنويسان تخصصي است. مشخص است که وبلاگنويس، مهارتها و ابزار پايه در اينترنت را در اختيار دارد.
6
- وبلاگنويسي تخصصي، پلي براي صعود به ساير مراحل حرفهايتر دنياي اينترنت است. بسياري از بلاگرهاي آماتور ساليان گذشته، اکنون اداره کننده وبسايتهاي خبري و تخصصي با درآمدهاي ميليوني هستند. وبلاگنويسي توقفبردار نيست اگر چه سکوي پرش است.
7
- شروع به کار سيستمهاي ppc يا پرداخت به ازاي هر کليک در ايران که از طريق آن در ازاي هر کليک بازديدکننده بر روي تبليغ يک شرکت تجاري، صاحب وبلاگ مبلغ اندکي به ريال دريافت ميکند که هم کمک کوچکي به وبلاگنويسان پربازديد کننده است و هم ميتواند اطمينان صاحبان آگهي را به کارکرد موثر وبلاگهاي فارسي در سيستم تبليغاتي اينترنتي جلب کند. اين سيستمها هر چند به تازگي در مقياس کوچک شروع به کار کردهاند اما ميتوان پيشبيني کرد که در آينده نزديک با توجه به محتواي خوب توليد شده در وبلاگهاي تخصصي و حجم و تعداد مراجعات و بازديدکنندگان وبلاگهاي فارسي در مقايسه با بازديدکنندگان وب فارسي، از اين طريق بتوان به ميزان زيادي درآمدزايي از طريق وبلاگنويسي را محقق کرد.
8- وبلاگ يک امکان آنلاين براي ذخيره اطلاعات، لينکهاي مهم و مطالب مورد نظر وبلاگنويس است. وبلاگ ميتواند به عنوان بانک اطلاعات يک محقق يا پژوهشگر به طور دائمي در کنار او باشد. وبلاگنويسي ميتواند شغل تمام عيار يک فرد باشد، کما اينکه نويسنده وبلاگ «سردبير خودم» در کانادا اکنون از طريق وبلاگنويسي امرار معاش ميکند. در طول جنگ آمريکا عليه عراق هم چند وبلاگنويس حرفهاي در اروپا با جمعآوري کمک نقدي از خوانندگانشان اقدام به سفر به عراق کرده و از آنجا به مخاطبانشان اطلاعرساني ميکردند.
9- وبلاگها بهترين ابزار نظرسنجي و افکارسنجي در جامعه هستند. وبلاگها دماسنج اجتماعي هستند. با بررسي محتواي آنها ميتوان رخدادهاي اجتماعي را تبيين و حتي پيشبيني کرد. با تحقيق بر روي وبلاگها ميتوان درآمد کسب کرد.
10- وبلاگهاي سازماني هر روز گسترش مييابند، امروزه راهاندازي نسخه وبلاگي در کنار هر وبسايت خبري در حال رايج شدن است. دهها و صدها سازمان و شرکت مختلف اکنون داراي وبلاگ رسمي هستند فقط در ايران برخي از بانکها، برخي رسانهها، بسياري از شرکتها و چند وزارتخانه داراي وبلاگ رسمي هستند. وبلاگنويسي به عنوان بخشي از روابط عمومي ديجيتال محسوب شده و وبلاگنويسان سازمان بخشي از بدنه اداري روابط عمومي سازمان هستند.
ردپاي وبلاگنويسان حرفهاي را فقط نبايد در رسانهها جست، هر چند شبکه بزرگي مثل بيبيسي در حال حاضرعلاوه بر وبسايت اينترنتي، نسخه وبلاگي بيبيسي نيز دارد.
در نهايت بايد گفت پديدههاي جديد همواره با کندي جا افتاده و از سوي پديدههاي قديم به سختي پذيرفته ميشوند. وبلاگ در حال رسمي شدن، حرفهاي شدن و رسانه اي شدن است. ويژگيهاي منحصر به فرد وبلاگ، به خصوص جنبه تعاملي آن باعث شده تا سرعت رشد و استقرار و عمومي شدن اين رسانه در دنياي اطلاعرساني و تبليغات و ارتباطات بيشتر از ساير پديدهها باشد.
اين يک واقعيت است که وبلاگ وراي خواست ما خود را به جامعه جهاني و جامعه اطلاعاتي تحميل خواهد کرد. از سایت خبرنگار(reporter.ir)