داستان مدیریتی - مداد
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه اي مي نوشت.
ادامه نوشته
بالاخره پرسيد:
......
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۰۶ ساعت ۱۰:۳۰ ق.ظ توسط بامشکی
|
بالاخره پرسيد:
......